الشيخ محمد جواد الخراساني

321

مهدى منتظر (عج) (فارسى)

تنبيه بر دو مطلب مطلب اول : از اين اخبار و اخبار ديگر نيز در غير مقام استفاده مىشود كه : سيرهء پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم و امير المؤمنين عليه السّلام در دوران امارت و حكومتش نه تنها از جهت زهد اختيارى بوده بلكه از خداوند نيز بالخصوص موظّف و مكلّف به اين روش بوده‌اند و از جهت اقتضاى زمامدارى و حكومت بر مسلمين است نه تنها اقتضاى جنبه نبوّت و امامت . از « كافى » امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « خداوند مرا براى خلق خود امام قرار داد و بر من فرض كرده است اين‌كه در نفس خود و در طعام و شراب و لباس خود تقدير كنم مانند ضعفاء مردم ، تا اين‌كه فقير به فقر من اقتدا كند و غنى را ثروتش به طغيان وادار نكند » . « 1 » در اين فرض و تقدير حكمت‌هايى است كه دوتاى از آن در اين حديث بيان شده و از اخبار ديگر نيز بقيه استفاده مىشود : از جمله مواسات با پست‌ترين افراد اصناف و طبقات در زندگى ، تا زندگى ايشان بر ايشان ناگوار نباشد ، ديگر اقتداى صالحين به امام خود ، ديگر پست نمودن دنيا در نظر خلق و تنزل دادن سطح زندگى و برداشتن قيود تا موجب راحتى خلق باشد ، ديگر فرود آوردن مردم را از تكبّر و تفاخر كه اسبابش همان عيش خوش و زر و زيور و زينت در زندگى است ، ديگر ايجاد فراغت بيش‌تر براى خلق و رغبت بيش‌تر به عبادت ، زيراكه تكلّفات در زندگى موجب رغبت بيش‌تر است به اين دنيا و آن موجب صرف وقت بيش‌تر است براى آن تكلّفات و در طريق تحصيل آن‌ها و لازمهء آن عدم فراغت يا فراغت كم است براى عبادت و چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم يا امام عليه السّلام در هنگام رياست با همه اقتدار و سلطنت روش زندگيش آن باشد ، مردم نيز بالطّبع و الفطرة بر آن روش خواهند بود النّاس على دين ملوكهم . « 2 » در نتيجه قهرا زدوخورد و ساير فسادها از دروغ و خيانت و سرقت و غشّ و غيره

--> ( 1 ) - اصول كافى 1 / 466 ح 1073 . ( 2 ) - كشف الغمه 2 / 21 .